قلمرو رفاه

مروری بر کتاب «کالیبان و ساحره»؛ انباشت سرمایه و کار مجانی زنان

«سیلویا فدریچی» پژوهشگر فمینیست - چپ‌گرای ایتالیایی و از فعالان جنبش زنان از دهه ۱۹۶۰ را عموما با جنبش «کارزار بین‌المللی حق دستمزد برای کار خانگی» می‌شناسند

09 آذر 1404 | 18:28 مرور فرهنگ
عاطفه رنگریز
عاطفه رنگریز

کتاب «کالیبان و ساحره» (زنان، بدن و انباشت بدوی) با پرسش محوری چرا تاریخ زنان با تاریخ سرمایه‌داری تداخل دارد؟ به تبارشناسی تاریخ سرمایه‌داری از منظر فمینیستی می‌پردازد و مسائل این حوزه را با چارچوب مفهومی متفاوتی تحلیل می‌کند.

«سیلویا فدریچی» پژوهشگر فمینیست - چپ‌گرای ایتالیایی و از فعالان جنبش زنان از دهه ۱۹۶۰ تاکنون است. عموما او را با جنبش «کارزار بین‌المللی حق دستمزد برای کار خانگی» می‌شناسند. به باور فدریچی تبعیض علیه زنان نه پیامد سرمایه‌داری بلکه لازمه شکل‌گیری و تکوین آن است. انباشت بدوی، فرایند اصلی شکل‌گیری سرمایه‌داری با سلب مالکیت زمین از دهقانان و جدایی تولید از بازتولید با انقیاد بدن زنان به وجود آمده است. در نتیجه فعالیت‌های بازتولیدی، چون نگهداری از کودکان و کار خانگی فعالیت اقتصادی محسوب نمی‌شدند و به امری زنانه، طبیعی و رایگان بدل شدند. در واقع دو جنبه اساسی ساختار سرمایه‌داری تولید کالا و تولید نیروی کار برای بازار است. در سیستم سرمایه‌داری به دلیل پنهان کردن تولید نیروی کاری که بر عهده زنان است، تبعیض زنان شکل گرفته است. حتی قدرت اجتماعی محدودی هم که برای یک مرد کارگر به رسمیت شناخته شده و بابت آن حقوق و دستمزد دریافت می‌کند نسبت به زنان که مهمترین بخش فرایند تولید نیروی کار هستند نفی شده و زنان از آن محروم‌اند. در جوامع سرمایه‌داری به‌رغم آنکه زنان مهمترین عامل مولد محسوب می‌شوند، اما به دلیل کاهش هزینه تولید، کار آنها نامریی شده است. پس جنبش حق دستمزد به دنبال مریی ساختن فعالیت‌های بازتولیدی زنان است تا از این طریق امکان رهایی زنان از استثمار و تبعیض فراهم آید.

کالیبان و ساحره

عنوان کتاب، «کالیبان و ساحره» برگرفته از کاراکتر‌های نمایشنامه «طوفان» اثر شکسپر است. کالیبان هیولایی غریزی است. این موجود زمانی که کشتی‌اش در ساحل جزیره پروسپرو پهلو می‌گیرد به تسلط پروسپروی جادوگر درمی‌آید. از زبان کالیبان گفته می‌شود که او پسر یک ساحره بود و در این نمایشنامه او به شکل یک مخلوق غریزی توصیف می‌شود که بی‌وقفه وادارش می‌کنند، کار کند و در نهایت علیه آن می‌شورد. در این کتاب او نمایانگر ملت استعمارشده در سرمایه‌داری است و حتی نمایانگر بدن پرولتری که سرمایه‌داری آن را به شکل منبع نیروی کار درآورده و رام کرده است. ساحره، مادر کالیبان نمایانگر زنان بسیاری است که در قرون ۱۶ و ۱۷ در افق جوامع سرمایه‌داری مدرن به واسطه ظاهر جادوگری‌شان سوزانده یا به دار آویخته شدند.

تاریخ سرمایه‌داری و بازتولید اجتماعی

سیلویا فدریچی با پرسش چرایی تبعیض علیه زنان به بازاندیشی توسعه سرمایه‌داری می‌پردازد. او دوره گذار به سرمایه‌داری را با محوریت مفهوم «بازتولید اجتماعی» و تنزل جایگاه اجتماعی زنان بررسی می‌کند. به باور فدریچی «در روایت مارکس، انباشت بدوی ضرورتا شامل سلب مالکیت زمین از دهقانان اروپا و شکل‌گیری کارگر آزاد و مستقل است» (ص ۱۰۸) و او به دگرگونی‌های عمیقی که سرمایه‌داری در بازتولید نیروی کار و موقعیت اجتماعی زنان ایجاد کرده و همچنین ساحره‌کشی عظیم در سده شانزدهم و هفدهم اشاره نمی‌کند. در واقع فدریچی تلاش دارد بخش تاریخی غایب در کار مارکس را بنویسد. او بررسی تاریخ زنان را از جنبش‌های بدعت‌گذار و هزاره‌باور و مطالبه‌های آنها در سده میانه آغاز می‌کند. جنبش‌هایی متشکل از فرودستان و زنان با آرمان‌هایی، چون اشتراک ثروت و قدرت، رد سلسله مراتب و هنجار‌های جنسیتی مسلط که توسط اربابان، کلیسا و بازرگانان سرکوب شدند. زمینه سرکوب این جنبش‌ها با وقوع مرگ سیاه و بحران نیروی کار فراهم شد. در دوران بحران انباشت کار و بحران نیروی کار، ضرورت به کنترل درآوردن بدن زنان بیش از پیش در راس سیاست کلیسا و دولت قرار گرفت و امر بازتولید با انقیاد بدن زن و تنزل جایگاه آنها بر عهده زنان گذاشته شد. «در جامعه سرمایه‌داری بدن برای زنان همان نقش کارخانه برای کارگران مزدبگیر را داشته، یعنی حوزه اصلی استثمار و مقاومت؛ چرا‌که دولت و نیز مردان، بدن زن را تصاحب کرده و آن را واداشته‌اند، همچون وسیله‌ای که برای بازتولید و انباشت کار کارکرد داشته باشد.» (ص ۳۱) پس به‌زعم نویسنده «انباشت بدوی صرفا انباشت و تمرکز کارگران قابل استثمار و سرمایه نبود، بلکه انباشت تفاوت‌ها و تقسیم‌بندی‌های درون طبقه کارگر نیز بود. تقسیم‌بندی درون طبقه کارگر است که سلسله‌مراتب جنسیت، نژاد و سن در آن ساخته و به اصل بنیادی سلطه طبقاتی و شکل‌گیری پرولتاریا مدرن بدل می‌شود» (۱۰۹). همچنین فدریچی تاکید می‌کند که شکل‌گیری سرمایه‌داری تحولی تدریجی، خطی، ضروری و تنها امکان موجود به بحران فئودالیسم نبود، بلکه امکان‌های دیگری، چون پیروزی این جنبش‌ها و رهایی وجود داشت. پس روش تاریخی کتاب، پرداختن به چرایی تحقق سرمایه‌داری است و اینکه چرا امکان‌های دیگر برای فرارفتن از فئودالیسم محقق نشد. به باور او «نمی‌توان همچون بسیاری از مارکسیست‌ها و دیگران، انباشت سرمایه‌داری را مترادف با رهایی کارگران، زن یا مرد دانست یا ظهور سرمایه‌داری را مرحله‌ای از پیشرفت تاریخی احتساب کرد. برعکس، سرمایه‌داری اشکال وحشیانه‌تر و مکارانه‌تری از برده‌سازی آفریده؛ چرا‌که در بدن پرولتاریا تقسیم‌بندی‌های عمیقی قرار داده که به تشدید و پنهان‌سازی استثمار یاری می‌رساند. تا حد زیادی، به علت این تقسیم‌بندی‌های تحمیلی - به‌ویژه میان زنان و مردان - است که انباشت سرمایه‌داری به ویران کردن حیات در هر گوشه از سیاره ادامه می‌دهد» (ص ۱۰۹).

سیاست بدن

فدریچی به دنبال توضیح چگونگی سازوکار سرمایه‌داری بر بدن است، اینکه چگونه نیروی فردی باید توسط کلیسا و دولت به نیروی کار تبدیل شود؛ فرایندی که به‌زعم «فوکو» فرایند انضباط‌بخشی بدن نام دارد. او به عوامل استراتژیک و مداخلات دولت و عرصه اندیشه که در پیدایش و شکل‌گیری این بدن موثر بودند اشاره می‌کند. از فلاسفه «دکارت» و «توماس هابز» که با طرح دوگانگی بدن و ذهن به شکل‌گیری مفهوم جدیدی از فرد کمک کردند تا مداخلات کلیسا و دولت با وضع قوانین خون‌بار و تشدید کیفر‌ها بر سوژه‌های شورشی (کالیبان) (کالیبان نماد سوژه شورشی است که سرمایه‌داری قصد دارد آن را رام کند). همچنین او اشاره می‌کند این متمرکز شدن بر بدن، بازتاب ترس طبقه حاکم و بورژوا بود، زیرا بدن‌های نافرمانی، چون زنان (ساحره‌ها)، گدایان و بی‌خانمان‌ها به دلیل تن ندادن به کار مزدی تهدید جدی علیه نظم موجود بودند. به همین دلیل بورژوا و دولت سرگرم با بدن شدند تا بدنی رام به‌سان انسان قرن نوزدهم با ساعت مچی پدید آید. «از منظر فرایند انتزاعی که فرد در گذار به سرمایه‌داری متحمل شد، می‌توان دید که تحول «ماشین انسانی» اصلی‌ترین جهش تکنولوژیک بود و نیز گام اصلی در رشد نیرو‌های تولید که در دوره انباشت بدوی رخ داد. به بیان دیگر، می‌توان دید که اولین ماشینی که سرمایه‌داری پرورش داد بدن انسان بود و نه ماشین بخار و نه حتی ساعت» (ص ۲۴۱).

ساحره‌کشی بزرگ در اروپا

سوال محوری فدریچی در این کتاب عبارت است از اینکه «چرا توسعه سرمایه‌داری ملازم قتل‌عام زنان بود؟» او اشاره می‌کند سه سده ساحره‌کشی در اروپا در تمام پژوهش‌های تاریخی مرتبط به بررسی دوره «گذار به سرمایه‌داری» نادیده گرفته شده و فقط «در پی جنبش‌های فمینیستی و در نتیجه همذات‌پنداری فمینیست‌ها با ساحره‌ها، ساحره‌کشی از پستویی که در آن محبوس شده بود، بیرون آمد و دیری نپایید که به عنوان نماد طغیان زنانه برگزیده شد» (ص ۲۶۹) و آنها دریافتند که «ممکن نبود صد‌ها هزاران زن بدون اینکه ساختار قدرت را به مصاف طلبیده باشند، قتل‌عام شوند و تحت بی‌رحمانه‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرند» (ص ۲۶۹). از این رو، وی با بررسی ساحره‌کشی متوجه می‌شود ساحره‌ها عموما زنان دهقانانی بودند که با حصارکشی‌ها، زمین‌های‌شان از دست رفته بود و یا زنانی که جرات تنها زیستن داشتند و یا بیوه‌ها و سالمندان که کارایی در منطق تولید نداشتند، بودند. زنانی که روی بدن و تولید مثل خود کنترل داشتند و شورشیانی که برای نظم موجود اقتصادی - اجتماعی مسلط تهدیدی به حساب می‌آمدند. به همین دلیل سرمایه‌داری ناگزیر با ساحره‌کشی به مدت سه سده شکل گرفت و تثبیت شد. فرایند انباشت بدوی، نیازمند دگرگونی بدن به ماشین نیروی کار و انقیاد زنان به بازتولید نیروی کار بود. این فرایند بیش از هر چیز مستلزم نابودی قدرت زنان بود که در اروپا همانند آمریکا، از طریق قلع‌و‌قمع ساحره‌ها به دست آمد.

فرآیند انباشت بدوی

یکی از دغدغه‌های فدریچی در این کتاب ارتباط ساحره‌کشی با جهانی شدن سرمایه‌داری و دنیای نو است. او می‌گوید: «چرا شاهد رشد جهانی جنبش‌های آوارگان همراه با پیگرد کارگران مهاجر بوده‌ایم که باز هم یادآور «قوانین خونباری» است که در اروپای سده‌های شانزدهم و هفدهم برای در دسترس قرار دادن «ولگردان» برای استثمار محلی برقرار شده بود. مهمترین نکته برای کتاب حاضر، تشدید خشونت علیه زنان و در برخی از کشور‌ها (برای مثال آفریقای‌جنوبی و برزیل) و بازگشت ساحره‌کشی است» (ص ۲۴) و چرا در آغاز هزاره سوم، پس از ۵۰۰ سال سلطه سرمایه، کارگران هنوز در مقیاس توده‌ای به عنوان بینوا، ساحره و قانون‌شکن تعریف می‌شوند؟ به باور فدریچی، انباشت بدوی، فرایندی عام در هر مرحله از رشد سرمایه‌داری است و سرمشق تاریخی اصلی انباشت بدوی استراتژی‌های دیرپایی است که به شیوه‌های مختلف در برابر هر یک از بحران‌های بزرگ سرمایه‌داری بازیابی می‌شود تا به ارزان‌سازی هزینه کار و پنهان کردن استثمار زنان و سوژه‌های استعماری کمک کند. به باور وی «ظهور دوباره ساحره‌کشی در دهه ۸۰ و ۹۰ در بسیاری قسمت‌های دنیا نشانه روشنی از فرایند انباشت بدوی است و بدین معناست که خصوصی‌سازی زمین و دیگر منابع جمعی، فقیرسازی توده‌ای، چپاول و کاشتن تخم تفرقه در کمونته‌های پیش‌تر متحد، بار دیگر در دستور کار جهانی قرار دارد. سالمندان در روستایی از سنگال در بیان هراس‌شان از آینده به انسان‌شناسی اروپایی گفتند، «اگر اوضاع همینطور پیش برود، فرزندانمان همدیگر را می‌خورند» و این چیزی است که با ساحره‌کشی به انجام رسیده است، چه از بالا هدایت شده باشد، به عنوان وسیله‌ای برای جرم‌انگاری مقاومت در برابر سلب مالکیت، چه از پایین، به عنوان وسیله‌ای برای تصاحب منافع رو به کاهش، آن‌طور که امروزه در برخی بخش‌های آفریقا به نظر می‌رسد صادق باشد» (ص ۳۸۰).

سخن آخر

در نهایت خود نویسنده اشاره می‌کند «درس سیاسی که می‌توان از کالیبان و ساحره آموخت، این است که سرمایه‌داری به عنوان نظامی اجتماعی - اقتصادی، ضرورتا دست‌اندرکار نژادپرستی و جنسیت‌نگری است؛ چراکه سرمایه‌داری به‌ناچار، تضاد‌هایی را که در دل مناسبات اجتماعی ایجاد کرده - وعده آزادی در مقابل واقعیت اجبار و تحمیل گسترده و وعده رونق در برابر واقعیت تنگ‌دستی وسیع - با تحقیر «ماهیت» افرادی که استثمار کرده، یعنی زنان، سوژه‌های استعماری، نوادگان برده‌های آفریقایی و مهاجران آواره شده بر اثر جهانی‌سازی، توجیه و نیز رازآلود می‌کند» (ص ۳۴).

معرفی کتاب

کالیبان و ساحره

(زنان، بدن و انباشت بدوی)

نویسنده: سیلویا فدریچی

ترجمه: مهدی صابری

نشر: چشمه

تعداد صفحات:

۴۳۶ صفحه

قیمت: ۴۴ هزار تومان

برچسب‌ها
معرفی کتاب